زندگی لعنتی ... در متعالیترین و زیباترین وجهش خبیث ترین و کثیف ترین چهره اش رو میتونی ببینی ، پر از پارادوکس و دوقطبی ، پرررررر از ابهام وهم آلود رمزآلود هرگز ناگشودنی ، و ما ... عجیب الخلقه ترین جاندارانی که میشناسیم
و بعدتر یا همون بهد از مرگ ... اونهم لعنتی تر ...
کنارم بی بدیل ترین موهبت هستی خوابیده ، همون که اگر همه هست و نیستم رو هم بدم باز سرافکنده و شرمنده دلیل بودنشم ، اگر باشم و اگر نه مسبب لااقل ... کاش میدونستم چیکار میتونم برای شادی و خوشبختیش انجام بدم ...
پر از حرفم ... همه ناگفتنی ... برای گوشی که نه بوده نه هست و نه خواهد بود ... هرگز هیچ کجا ...
تحریر خیال...